۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه
می دونم چرا باید اینجوری باشه
نمی دونم چرا من هر کاری می کنم بهم بدی میشه
با هرکی دردل کردم مانند پتک شد خورد تو سرم
علیه خودم استفاده شد
از پدر و مار گرفته تا خواهرو برادر دوست و رفیق و همه
خدای من خسته شدم
دیگر توان مبارزه را ندارم
من شکست خورده ام
من شکست خواهم خورد
هر گاه دردل کردم همه گفتند مشکلت چیست ؟
مالیست ؟
یک بار نشد بگویند آیا کسی را دوست داری
یک بار نپرسیدند
شاید من نیز عاشق باشم
شاید مشکل من عاطفی باشد نه مالی
من برای مال دنیا ارزشی قائل نیستم
من دوستی را آن گونه که هستم می خواهم
مانند خودم
پاک ، صادق ، عاشق
با هر کس روراست بودم با من دو رو بود
به هر کس کمک کردم مشکلش حل شد
ولی یک بار وقتی دل گرفته بودم حتی نگاهی هم نکردند
چه برسد به دراز کردن دستانشان
خداوندا
من تو را دارم
تو را فقط می خواهم
تو آن کسی هستی که من کمکی نمی توانم به تو بکنم
ولی باز مرا کمک می کنی
دستانم را می گیری بدون هیچ چشم داشتی
خداوندا این چه زندگی است که من در آنم
این دنیا لیاقت مرا ندارد
از همه خسته شده ام
حتی از خودم
خدا وندا دلم گرفته است
شکسته است
چرا من ؟
من ...
شاید این آخرین نامه باشد
شاید
خداوندا من نمی تونم بخوابم
چه جوری اون خوابه خوابه
خداوندا
هر چی غصه است مال من
شادی را به دیگران بده من بی نیاز از شادی هستم
چرا که من تنها به دنیا آمدم
با غم و تنهایی
خداوندا تو کجایی
که ببینی چه سیاه روزگارم
دل به هیچ کسی ندادم با اینکه اون و ندارم
من از این زمونه سیرم
شاید همین روزا بمیرم
خداوندا
من همون جوون پیرم
من
تنهایم
( آ . ت - م . ن)
دوستت دارم
مرگم نزدیک است
مرا ببخشید
خداوندا بگذار بداند که بعد از او غریبانه خواهم مرد
خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن
یکی با چشمای نازش دل کوچیکم و لرزوند
یکی با دستای ناپاکش گلای باغچم و سوزوند
نمی دونم چرا من هر کاری می کنم بهم بدی میشه
با هرکی دردل کردم مانند پتک شد خورد تو سرم
علیه خودم استفاده شد
از پدر و مار گرفته تا خواهرو برادر دوست و رفیق و همه
خدای من خسته شدم
دیگر توان مبارزه را ندارم
من شکست خورده ام
من شکست خواهم خورد
هر گاه دردل کردم همه گفتند مشکلت چیست ؟
مالیست ؟
یک بار نشد بگویند آیا کسی را دوست داری
یک بار نپرسیدند
شاید من نیز عاشق باشم
شاید مشکل من عاطفی باشد نه مالی
من برای مال دنیا ارزشی قائل نیستم
من دوستی را آن گونه که هستم می خواهم
مانند خودم
پاک ، صادق ، عاشق
با هر کس روراست بودم با من دو رو بود
به هر کس کمک کردم مشکلش حل شد
ولی یک بار وقتی دل گرفته بودم حتی نگاهی هم نکردند
چه برسد به دراز کردن دستانشان
خداوندا
من تو را دارم
تو را فقط می خواهم
تو آن کسی هستی که من کمکی نمی توانم به تو بکنم
ولی باز مرا کمک می کنی
دستانم را می گیری بدون هیچ چشم داشتی
خداوندا این چه زندگی است که من در آنم
این دنیا لیاقت مرا ندارد
از همه خسته شده ام
حتی از خودم
خدا وندا دلم گرفته است
شکسته است
چرا من ؟
من ...
شاید این آخرین نامه باشد
شاید
خداوندا من نمی تونم بخوابم
چه جوری اون خوابه خوابه
خداوندا
هر چی غصه است مال من
شادی را به دیگران بده من بی نیاز از شادی هستم
چرا که من تنها به دنیا آمدم
با غم و تنهایی
خداوندا تو کجایی
که ببینی چه سیاه روزگارم
دل به هیچ کسی ندادم با اینکه اون و ندارم
من از این زمونه سیرم
شاید همین روزا بمیرم
خداوندا
من همون جوون پیرم
من
تنهایم
( آ . ت - م . ن)
دوستت دارم
مرگم نزدیک است
مرا ببخشید
خداوندا بگذار بداند که بعد از او غریبانه خواهم مرد
خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن
یکی با چشمای نازش دل کوچیکم و لرزوند
یکی با دستای ناپاکش گلای باغچم و سوزوند
