۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه
امروز از روزهای تنهاییم یک روز کاسته شد
من امروز به پایان خدمت سربازیم رسیدم
ولی هنوز مثل دوران خدمتم به فکرش هستم
می خواهم پاکش کنم اما نمی توانم
این دل بدجوری اسیرش شده
از امروز به دیروز خواهم رفت
آری من او را دوستش دارم
چگونه به او بگویم
باورش برای او سخت است
خیالش باطل است و موقت
ولی من تنها با یک پرنده بال خواهم زد
من امروز به پایان خدمت سربازیم رسیدم
ولی هنوز مثل دوران خدمتم به فکرش هستم
می خواهم پاکش کنم اما نمی توانم
این دل بدجوری اسیرش شده
از امروز به دیروز خواهم رفت
آری من او را دوستش دارم
چگونه به او بگویم
باورش برای او سخت است
خیالش باطل است و موقت
ولی من تنها با یک پرنده بال خواهم زد
